تبلیغات
وب سایت دکتر هادی زارعی - مطالب هادی زارعی

امروز

 دکتر هادی زارعی

مدیرعامل شرکت مشاوران کاوش


 دکتری - مدیریت تکنولوژی گرایش مدیریت نوآوری - دانشگاه تهران

کارشناس ارشد- مدیریت کارآفرینی - دانشگاه تهران

کارشناسی - مهندسی صنایع - دانشگاه آزاد تهران جنوب


جهت دریافت روزمه کامل، 
اینجا را کلیک نمایید.


وب سایت دکتر هادی زارعی

مدیر عامل شرکت مشاوران کاوش - اولین فارغ التحصیل دکترای مدیریت تکنولوژی از دانشگاه تهران

با ما در ارتباط باشید

مدیر سایت: دکتر هادی زارعی
پست الکترونیک: drzarei84@yahoo.com
تلفن: 66099733
همراه: 09904260060
آدرس:

گذشت روزها !

روزها وافعا خیلی سریع می گذرند. آدمی اصلا

باورش نمی شود. وقتی با خودم فکر می کنم از

اینکه مثلا این همه وقت از فلان اتفاق گذشت ...

اصلا باورم نمی شود.


دنگ..،دنگ..

ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی زنگ.

زهر این فکر که این دم گذر است

می شود نقش به دیوار رگ هستی من...

لحظه ها می گذرد

آنچه بگذشت ، نمی آید باز

قصه ای هست که هرگز دیگر

نتواند شد آغاز...

سهراب سپهری

پس ال نینو چه شد؟!!!


امسال دائما صحبت از پدیده ال نینو می شد که اینکه امسال

 بارش های بسیار خوبی را شاهد خواهیم بود! من که چیزی

 از ال نینو ندید. شما دیدید؟

معایب دکتری خواندن!

بعضی ها فکر می کنند اونایی که دارن دکتری می خونند باید همه چیز

بدونن. مثلا خود من که دارم دکتری مدیریت تکنولوژی می خوانم بعضی ها

 میان سوالات تخصصی حسابداری می کنند یا خیلی جالب بود چند وقت

 پیش که به جزیره قشم رفته بودم یه نفر بهم گیر داده بود و می خواست

 راهی برای علاج بیماری معده اش پیدا کنم!!!

بازگشت دوباره من!

با سلام
مدت ها بود که بدلیل مشغله های کاری فراوان فرصت نوشتن پیدا نمی کردم. از این بعد اگر امکانش پیدا شود می خواهم بیشتر از این فضا و ارتباط با مخاطبانم استفاده کنم.

ضرایب دروس دکترای کارآفرینی دانشگاه آزاد




ضرایب رشته دکترای کارآفرینی دانشگاه آزاد - سال 1395

گرایشهای بخش عمومی، سازمانی، بین الملل، کسب و کار، فناوری، توسعه، آموزش عالی

نام درس ضریب
نظریه های کارآفرینی 4
تشخیص فرصت های کارآفرینی 3
تحلیل محیط کسب و کار 3
زبان تخصصی انگلیسی 3
روش تحقیق در کارآفرینی 3
آمار 2



برای تهیه جزوات اینجا را کلیک نمایید

دکترای کارآفرینی دانشگاه آزاد سال 95

ثبت نام دکترای کارآفرینی دانشگاه آزاد سال 95 آغاز شد.

با ما همراه باشید

به زودی با تحلیل جامع این آزمون و ارائه منابع ویژه این آزمون همراهتان خواهیم بود

....

این تصاویر نشان می‌دهند چرا خودروی تک سرنشین، مهمترین عامل ترافیک است!

در تصاویر زیر، بار ترافیکی یک خیابان در شرایطی که تعداد نفرات ثابتی از خودرو، دوچرخه، اتوبوس و یا قطار شهری استفاده می‌کنند مقایسه شده است.

در این تصویر، ۲۰۰ نفر در ۱۷۷ اتومبیل حضور دارند

 

حالا همان نفرات را بدون خودرو می‌بینید

 

همان تعداد نفرات با دوچرخه

 

همان نفرات که در ۳ اتوبوس جا شده‌اند

 

و همان تعداد، همه در یک قطار شهری


منبع: خبرآنلاین

گزارش جهانی وضعیت کارآفرینی در ایران / رتبه ایران در بین کشورهای جهان


وزارت کار با انتشار بخش‌هایی از گزارش بین‌المللی کارآفرینی سال ۲۰۱۶ درباره ایران، اعلام کرد: رتبه ایران در بین ۱۳۰ کشور جهان ۸۰ و در بین ۱۵ کشور خاورمیانه ۱۴ است.

به گزارش خبرگزاری مهر، وزارت کار اعلام کرد: به مناسبت هفته جهانی کارآفرینی، شاخص جهانی کارآفرینی ۲۰۱۶ منتشر شد. شاخص جهانی کارآفرینی توسط موسسه توسعه جهانی کارآفرینی GEDI تهیه می شود. این شاخص، اطلاعات کلیدی برای تقویت اکوسیستم کارآفرینی کشورها در اختیار سیاستگذاران قرار می دهد.

هدف موسسه GEDI از انتشار این گزارش در هفته جهانی کارآفرینی، تحریک مباحثات سیاستی پیرامون برنامه ها و رویدادهای کارآفرینی و کمک به انتخاب و توسعه الگوهای موفق و برنامه های پایدار در  این حوزه است.

"سلطان اکز"، بنیانگذار و مدیر موسسه GEDI اعتقاد دارد، لازم نیست کشوری بیشترین تعداد کارآفرین را داشته باشد تا کارآفرین شناخته شود بلکه لازم است تا بهترین کارآفرینان را داشته باشد.

در گزارش شاخص جهانی کارآفرینی ۲۰۱۶، نه تنها بیش از ۱۳۰ کشور جهان برپایه اکوسیستم کارآفرینی آنها رتبه بندی شده اند، بلکه چارچوبی برای درک موقعیت هر کشور در برابر اکوسیستم همسایگان آن نیز فراهم شده است.

این گزارش نشان داده که کشورها در مناطق مختلف با گستره متفاوتی از موانع رشد کارآفرینی مواجه هستند که در سیاست های خود باید به آنها بپردازند. در این گزارش علاوه بر تشخیص موانع منطقه ای، مدل ها و الگوهایی برای نواحی مختلف نیز معرفی شده است.

به عنوان مثال، در این گزارش پیشنهاد شده که منطقه آسیا - اقیانوسیه می بایست تمرکز کارآفرینان خود بر صادرات را افزایش دهد، اروپا لازم است تا به افراد کمک کند تا فرصت های کارآفرینی را درک کنند، خاورمیانه و شمال افریقا باید ریسک عمومی کسب و کارها را کاهش دهند، سایر کشورهای آفریقا آموزش عالی را گسترش دهند، در آمریکای شمالی، کارآفرین باید در جامعه محلی خود برجسته شود و کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی باید در جهت توسعه فناوری های نوین سرمایه گذاری کنند.

لازم به ذکر است، در گزارش ۲۰۱۶ شاخص جهانی کارآفرینی، رتبه ایران در میان ۱۳۰ کشور جهان، ۸۰ و در میان ۱۵ کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ۱۴ است. بهترین امتیاز ایران در رکن مهارت های استارت آپ ها با اخذ امتیاز ۰.۷۱ (میانگین جهانی ۰.۴۲) و پایین ترین امتیاز در رکن بین المللی سازی با اخذ امتیاز ۰.۰۹ (میانگین جهانی ۰.۴۱) است. 

منبع : خبرگزاری مهر

روایت معتادی که کارخانه‌دار شد!


روایت معتادی که کارخانه‌دار شد!
محمد ثقفی صاحب کارخانه تشک و مبل سازی به گفته خودش از ۹ سالگی سیگار کشیده و از ۱۲ سالگی تجربه مصرف تریاک داشته و از سال ۸۰ تا ۸۸ هم به طور مداوم شیشه مصرف کرده است اما امروز یک کارخانه دار موفق است.

به گزارش مهر، اعتیاد، ترک های مکرر اما بی فایده و درنهایت رهایی از دام آن حکایت دور و دراز و البته تکراری است که امکان دارد برای بسیاری از آدم ها رخ بدهد. اما این حکایتی که ما به سراغش رفتیم کمی متفاوت تر به نظر می رسد. مردی که سال ها تمام فکر و ذکرش مصرف مواد مخدر بوده حالا بعد از ۶ سال ترک کامل صاحب دو کارخانه بزرگ تشک سازی و مبل سازی شده است. این اتفاق یک بخش از ماجراست. بخش مهم تر آن که باعث شده تفاوت او با بقیه کمی محسوس تر باشد این است که حدود ۹۰ درصد از ۱۵۰ کارگری که در این کارخانه ها کار می کنند معتاد بودند. یعنی کسانی که داستانشان بی شباهت با او نیست. همین کارشان موجب شده تا جنس کارآفرینی شان با آنچه که از قبل دیده ایم متفاوت باشد.

آنها کسانی هستند که رونق کسب و کارشان را بیش از تلاش و پشتکار خودشان مدیون نوع نگاه به آدم های پیرامون شان هستند. محمد ثقفی، صاحب کارخانه تشک و مبل سازی رویال از سال ۸۸ دیگر لب به مواد مخدر نزده است. کسی که به گفته خودش از ۹ سالگی سیگار کشیده و از ۱۲ سالگی تجربه مصرف تریاک داشته و از سال ۸۰ تا ۸۸ هم به طور مداوم همدم ماده محرکی به نام شیشه بوده؛ در نهایت با یک معجزه موفق می شود اعتیاد را ترک کند. این معجزه را هم می تواند مدیون دعای مادر، برادر، همسر و فرزندانش باشد. برای اینکه بهتر با داستان خانواده ثقفی آشنا شوید می توانید از زبان خود او ماجرا را بخوانید. ماجرایی که خودش از آن با عنوان تولد بیداری یاد می کند.

روایت معتادی که کارخانه‌دار شد!

سرگذشت محمد ثقفی شنیدنی است. او در زندگی اش از جسارت، شقاوت، بی رحمی، گناه گرفته تا معرفت، مردانگی، ایمان، اراده و... را تجربه کرده. ریشه خانوادگی ثقفی ها به یکی از روستاهای آمل مربوط می شود. علی اصغر، پدر محمد از سال ها قبل برای کار بهتر راهی تهران می شود و بعد از آنکه مدتی در لحاف دوزی مشغول به کار بوده به استخدام شهربانی درمی آید و بعد از بازنشستگی بار دیگر به زادگاهش برمی گردد. اما او در همین مدت زمان سختی ها و مشقت های زیادی را به دوش کشید. آنها از سال ۵۷ در کیانشهر تهران زندگی کرده و ۲۵ سال هم در آنجا بودند که بعدها به دلیل مشکلات مالی و فشار زندگی مجبور شدند خانه را بفروشند.

پدر محمد شش فرزند داشت. سه پسر و سه دختری که در این مدت بزرگ شده و دخترها جهیزیه می خواستند و پسرها سرمایه ای برای شروع کار نیاز داشتند. به همین دلیل پدر محمد بخشی از مبلغ فروش خانه را برای دخترها جهزیه تهیه می کند و بخش دیگری را برای کمک به پسرها در اختیارشان می گذارد و باقی مانده پول آنقدر کم است که تنها یک خانه ۶۰ متری می توانند بخرند و با هم در آن زندگی کنند.

روز اول مدرسه، ناظم من را زد


محمد از زمانی تعریف می کند که کمی بزرگ تر شده و با قد کشیدن او دردسرهایش هم بزرگ تر می شود. تعریف دیگران از محمد ثقفی این بود که شر، شلوغ و نا آرام است و نمی تواند چند لحظه آرام و قرار داشته باشد و او را موجودی پرخشاگر و ناآرام می شناختند «من هفت سالم بود که روز اول مدرسه از ناظم کتک خوردم. دیدم همه بچه ها با پدر و مادرهایشان آمده اند و گریه می کنند. من از همان اول به پدر و مادرم گفته بودم که با من به مدرسه نیایند و خودم تنهایی می خواهم به مدرسه بروم. در آن روز کارم این بود که سر و کله همه بچه ها بزنم و خیلی شیطنت کنم.

ناظم مدرسه من را گوشه ای کشید و با من صحبت کرد. یادم نیست چه چیزی به من گفت که به او گفتم حاج آقا! برگشت گفت حاج آقا باباته! منم فکر کردم حرف بدی زده است ناراحت شدم و شروع کردم هر چی فحش بلد بودم بار آقای ناظم کردم. او هم عصبانی شد و من را کتک زد.»

۹ سالگی سیگار کشیدم و ۱۲ سالگی تریاک


تجربه مصرف سیگارش مربوط به ۹ سالگی است و مصرف مواد مخدر را هم در ۱۲ سالگی تجربه می کند. آن هم در سفری که سرنوشت او را به کلی عوض کرد و می گوید: «از زمانی که به یاد دارم و بچه بودم دوست داشتم بزرگ باشم و به همین دلیل با بزرگ تر از خودم همیشه می گشتم. ۹ سالم بود که اولین تجربه مصرف سیگار را داشتم. مادرم یک قلکی داشت که در آن سکه ها را جمع می کرد تا وقتی جعفر، برادرم سربازی اش تمام شد برایش گوسفند بکشد. من ته قلک را شکافته بودم و از زیر آن پول بیرون می کشیدم. یک بخشی از آن را سیگار می گرفتم و بخش دیگرش را سرمایه قمارم کرده بودم. پولی که می بردم یک بخشی اش را داخل قلک می ریختم و باقی را باز سرمایه قمار می کردم. چند سال گذشت تا اینکه ۱۲-۱۳ سالم شد.

یک پسردایی داشتم او ۱۵-۱۶ سال از من بزرگ تر بود. در آن زمان مسافر دربستی داشت. مسیر هم جایی بود که زمستان یک متر برف می بارید. من هم برای اینکه پسردایی ام تنها نباشد با آنها همراه شدم. این یک سفر ناگهانی و سرنوشت ساز برای من بود. برف شدیدی بارید و از سرما جانی برایمان نمانده بود. آنها برای اینکه بتوانند سرما را تاب بیاورند شروع کردند به تریاک کشیدن. دیدم که آنها دیگر سردشان نیست. به من هم گفتند توام می خواهی سردت نشود چند پوک بکش. ۴-۵ پوک که کشیدم دیدم چه حال خوبی دارم و متوجه شدم این همان چیزی است که تا الان دنبالش می گشتم.»

همین تجربه کافی بود تا او را به دام اعتیاد بیندازد به طوری که تا به تهران رسید برای خرید تریاک اقدام کرد «رسیدم تهران رفتم تریاک خریدم. وقتی می خواستم بخرم به من نمی دادند و می گفتند سنم کم است. من هم به دروغ می گفتم برای پدرم می خواهم و می رفتم در سرخه حصار می کشیدم. از همان روز اول من عملی شدم. شاید یک نفر بعد از مدتی مصرف معتاد شود اما من از همان روز اول معتاد شدم. چون به من آرامش می داد.

از آن به بعد بود که رفتارم هم کمی معقول تر شده بود؛ اما غافل از اینکه در پس این آرامش ظاهری طوفانی در راه بود. خیلی زود آرامش روزهای نخست جای خودش را با خماری و نیاز همیشگی به موادمخدر عوض کرد. در همان دوران با وجود آنکه من دانش آموز مقطع راهنمایی بودم اما هر کاری از من با آن سن و سال سر می زد و با وجود آنکه باهوش بودم اما اصلا درس نمی خواندم. دائما از مدرسه فرار می کردم.»

پدرم وقتی فهمید چهار بار پشت سرهم سکته کرد


«جعفر» برادر بزرگ تر محمد از جمله کسانی است که تلاش بسیار در ترک اعتیاد او کرد و هیچ وقت در بدترین شرایط او را تنها نگذاشت. او از دوران کودکی محمد می گوید: «محمد در دورانی که به مدرسه می رفت همه را حتی مدیر مدرسه را هم به ستوه آورده بود. یادم هست مدیر مدرسه محمد، مدیر قدر و قوی بود. اما نمی توانست از پس محمد بربیاید. یک بار همین مدیر از دستش به شدن عصبانی شده بود و او را آنقدر زد که محمد بی هوش شد و او را داخل موتورخانه انداخت. روزی نبود که دعوا نکند و کسی را نزند. یک بار یک نفر را بدجور با چاقو زده بود طرف کم مانده بود بمیرد. ۴ماه در زندان قصر حبس کشید.»

او آنقدر شینطت کرد تا اینکه در نهایت درس را رها کرده و در کارگاه تشک دوزی عمویش مشغول به کار شد. محمد می گوید: «در خانواده اولین کسی که متوجه اعتیاد من شد برادرم جعفر بود. همیشه مراقب من بود اما هیچ وقت اعتیاد من را به روی خودم نمی آورد. به آرامی دیگر چهره ام هم بر اثر مصرف داشت تغییر می کرد. مادرم نمی خواست باور کند که من معتاد شده ام. پدرم هم وقتی متوجه شد چهار بار پشت سرهم سکته کرد.»

ازدواج به شرط ترک؛ اما...


محمد به دلیل درگیری تجربه ۴ ماه دارد اما قبل از آنکه راهی زندان شود با دختری به نام زهرا آشنا شده و به او قول داده بود وقتی ترک کند به خواستگاری اش خواهد رفت «قبل از آنکه به زندان بیفتم با دختری آشنا شدم. من به او قول داده بودم که مواد را خیلی زود ترک می کنم و به خواستگاری اش خواهم رفت. بعد از ۴ ماه از زندان آزاد شدم و چون ترک در زندان اجباری بود؛ مجبور به ترک مواد مخدر شدم. در آن موقع خانواده ام را تحت فشار قرار دادم که برایم به خواستگاری بروند وگرنه دوباره اعتیاد را از سرمی گیرم. پدرم که اصلا به من اعتماد نداشت با خواستگاری ام به شدت مخالفت می کرد. با اصرار من جعفر ضامن شد.»

جعفر درباره ماجرای خواستگاری محمد از زهرا گفت: «روز خواستگاری من خیلی نگران بودم. اما چون می دیدم این دو نفر خیلی همدیگر را دوست دارند به همین دلیل تعهد دادم که محمد خوب می شود. من با روحیات برادرم آشنا بودم و می دانستم یک روزی کاری می کند که تمام این بدی هایش را جبران خواهدکرد. اما روزهای تلخی را باید تحمل می کردیم. به هر حال دختری جوان با هزار امید و آرزو می خواست وارد زندگی او شود. هرچند آن دختر با تمام ویژگی های محمد آشنایی داشت و تن به این ازدواج داد اما به هر حال نیاز به پشتیبانی و حمایت زیادی هم داشت.»

زهرا، همسر محمد درباره علاقه اش به محمد می گوید:‌ «در ابتدا من اصلا محمد را دوست نداشتم. اما رفته رفته که شناختم به او بیشتر شد به او وابسته شدم و احساس کردم محمد از آن جنس مردهایی است که ماندگار هستند. به همین دلیل پای او ایستادم. هرچند دراین میان سختی های زیادی را هم تاب آوردم.»

مصرف شیشه به من وام های بلاعوض اما با بهره های سنگین داد


بعد از آنکه محمد ازدواج کرد، جعفر که کارگاه کوچکی راه انداخته بود از برادرش خواست پیش او کار کند. محمد می گوید: «با وجود آنکه در کارگاه برادرم مشغول به کار شدم اما هنوز تصمیم جدی برای ترک نداشتم. برای همین دنبال راهی بودم تا ظاهرم را حفظ کنم. در اوایل تریاک را می خوردم. بعد از مدتی به من گفتند مواد جدیدی آمده است که نه عمل دارد و نه اعتیاد. شیشه اینطور به من معرفی شد. سال ۸۰ بود که وارد اعتیاد به شیشه شدم. همان بار اول که آن را مصرف کردم از فردایش به آن اعتیاد پیدا کردم. اصلا اینطور نبود که هفته ای یک بار ماهی یک بار بخواهم بکشم. چون وقتی مصرف می کردم حسم این بود که چیزی کم ندارم.»

محمد بارها تلاش کرد مواد مخدر را ترک کند اما نتوانست. «خیلی چیزهایم را به دلیل مصرف موادمخدر از دست دادم. در اوج مصرف شیشه من ۲ روز ۳ روز به روش های مختلف ترک کردم. حتی ۹ بار سم زدایی کردم. بار آخر که برای سم زدایی رفتم دکتر گفت معلوم نیست بدنت جواب بدهد. این ترک کردن ها هیچ تاثیری روی بدن من نداشت. من همه چیز را برای ترک امتحان کرده بودم. قرص هایی برای ترک می خوردم حتی به همان هم اعتیاد پیدا کرده بودم.» حتی برادرش هم در این باره می گوید: «بارها او را خواباندیم. زن و بچه اش را پشتیبانی می کردم. خانمش خیلی زن صبوری است. معتادها شانس خوبی که می آورند خداوند به آنها همسر خوبی می دهد. ۹۰ درصد بچه هایی که اعتیاد دارند خانواده خوبی دارند.»

دوستش داشتم اما ترکش کردم


زهرا، همسر محمد یکی از مهمترین دلایلی که توانست سال های دشوار اعتیاد همسرش را تاب بیاورد به دلیل برادر شوهرش می داند و می گوید: «برادر شوهرم از من و بچه هایم خیلی خوب حمایت کرد و حرف هایی به من زد که بیشتر به دلیل همان حرف ها بود که من را نگه می داشت. او من را همیشه دعوت به صبر می کرد. اما دیگر بعد از چند سال من محمد را ترک کردم و به خانه مادرش رفتم.» محمد از زمان ترک همسرش می گوید: «وقتی همسرم ترکم کرد من هم آن زمان در تهرانپارس درگیر شده و فراری بودم. به همین دلیل در چهاردانگه یک خانه گرفتم که تنها یک تشک، تلویزیون و اجاق گاز داشت. جیبم را هم پر پول می کردم و فکر می کردم این پول پشت و پناهم است. در اصل کارتن خواب در خانه بودم.»

برادرم هیچ وقت به من نگفت معتاد

جعفر برای اینکه برادرش را سر به راه کند روش خاص خودش را داشت که همین روش هم در ترک او بی تاثیر نبود «آدم معتاد، آدم نصیحت پذیری نیست. چون تمام وجودش را اعتیاد گرفته است. یعنی طوری نیست که بشود او را زد یا بست. به هر حال اثری ندارد. چون یک آدم معتاد ممکن است گوشواره دخترش، دوچرخه پسرش را بفروشد و پول آن را خرج عملش کند. باید با رفتار و عمل به او فهماند که کارش اشتباه است. این اثبات نیز نیاز به زمان دارد. در آن زمان ها شاید باز هم مصرف کند و غرق شود؛ اما می دانی که همیشه دستت توی دستش است و نمی گذاری پایین تر برود.»

محمد نیز درباره برادرش می گوید: «جعفر اگر می خواست کارگاه بیاید از ۲ ساعت قبل زنگ می زد و می گفت من دارم می آیم. وقتی هم می آمد از ماشین پیاده نمی شد. آنقدر سر و صدا می کرد تا ما جمع و جور کنیم و او تا روزی که من ترک کنم اسم موادمخدر را به روی من نیاورد. همه جا کنارم بود اما هیچ وقت نمی گفت من معتادم.»

مادر مُرد از بس که جان ندارد


آنقدر همه از محمد ناامید بودند که دیگر مادرش هم تاب نیاورد و مُرد «دیگر هیچ کس امیدی به بازگشت من نداشت. همسرم می خواست از زندگی من بیرون برود؛ اما از طرف دیگر من را هم دوست داشت. جدای از دوست داشتن انگار امیدی هم به بازگشت من داشت. برادرم هم امیدوارتر از او. مادرم خیلی عذاب می کشید. عاقبت هم در سال ۸۸ فوت کرد. آنقدر از مرگ مادرم ناراحت شدم که خودم را گم و گور کردم. حتی در مراسم او شرکت هم نکردم.»

اما به هر حال به روزهایی که محمد دگرگون شد نزدیک می شویم. زمانی که جعفر هم احساس کرد دعایش پیش خدا اثر کرده و جواب آن را به زودی خواهدگرفت. جعفر درباره روزی که به درگاه خدا از ته دل دعا کرد می گوید: «به جان بچه کوچکش خدا را قسم می دادم و با او حرف می زدم. می گفتم خدایا محمد برگردد. به زن و بچه اش رحم کن. یک روز سر نماز بودم. احساس کردم آنجا خدا جوابم را داد. از ته دلم کمک خواستم. به یک هفته نرسید که جوابم را هم گرفتم. بار آخری که برادرم ترک کرد زمانی بود که از کمپ فرار کرد.»

ماجرای فرار از کمپ، سفر به مشهد و خداحافظی همیشگی با موادمخدر


محمد از آخرین باری که برای ترک به کمپ رفت می گوید: « به کمپ رفتم تا ترک کنم. در آنجا ۵ روز من را خواباندند. قرص خواب آور می دادند که بیدار نشوم. بعد از ۵ روز که بیدار شدم با خودم گفتم اینجا چه کار می کنم؟ چون به عنوان معتاد پرخطر من را می شناختند اتاق شخصی داشتم. رفتم پیش مسئول کمپ گفتم می خواهم بروم، نگذاشتند. داشتم نقشه فرار می کشیدم که دیدم بچه خواهرم با موتور دم در ایستاده و برایم خوراکی آورده. صدایش کردم و دویدم به سمت موتور؛ پابرهنه و با شلوارک از کمپ فرار کردم. ماشینم را برداشتم، مواد خریدم و مصرف کردم. آنقدر هم ولع داشتم که اضافه تر هم گرفته بودم. سمت کمپ رفتم. صاحب کمپ را دیدم و همان زمان به من گفت مصرف کردی؟ این حرفش برای من خیلی سنگین بود. موادی که در جیبم بود را برداشتم و بسته اش را در مقابلش پاره کردم و مواد را بیرون پاشیدم. گفتم من دیگر مواد مصرف نمی کنم.

یکی از دوستانم گفت بلیط گرفتم برویم مشهد.. با هم رفتیم. به هیچ عنوان نیت توبه نداشتم. به همین دلیل پایم نمی کشید به حرم بروم. وقتی رفتم زیارت، داخل حرم نمی دانم چه اتفاقی برای من افتاد. کلا دگرگون شدم. بعد از آن زمان احساس می کنم هر روز مواد مصرف کرده ام. یعنی دیگر جایی برای مصرف مواد برایم نمانده. نمی دانم امام رضا چه کار کرد؟ چه اتفاقی برای من افتاد؛ نمی دانم. وقتی از مشهد برگشتیم هم، پدرم با من صحبت کرد. گفت مادرت مُرد من گریه نکردم اما تو کمر من را شکستی. در آنجا بود که دیگر تلنگر نهایی را خوردم. من را به روستایمان بردند. همان جایی که برای اولین بار موادمخدر مصرف کردم. پدرم گفت چند روز آنجا بمان. از آن به بعد بود که دیگر مواد مصرف نکردم. روزی که ترک کردم ۵۲-۳ کیلو بودم. هیچ چیزی برای از دست دادن نداشتم. دوست ندارم آن روزها را کسی ببیند. احساس می کنم درد من، درد بی خدایی بود. خدا را گم کرده بودم و بلد هم نبودم پیدایش کنم. اما الان حالم خیلی خوب است. نمی دانم چه شد که دفعتا ترک کردم. به خاطر همسرم؟ بچه هایم؟ دعای برادرم؟ فوت مادرم؟ نمی دانم کدام یک انگیزه من برای ترک شد. می دانم وقتی به این نقطه رسیدم همه چیز تمام شد. به هر حال تلاش خانواده ام هم بی ثمر نبود. آنها من را رها نکردند و از هر راهی می شد برای کمک به من انجام می دادند.»

کارگرهایی که روزی مانند محمد بودند


بعد از ترک بود که محمد ثقفی وارد زندگی نو و جدیدی شد. گسترش کارگاه کوچک برادرش اولین و بزرگ ترین تحول او در زندگی دوباره اش بود «من بلافاصله بعد از ترک خودم را بیشتر از قبل با کار مشغول کردم. کارگاه کوچکمان را توسعه دادم. خیلی زود هم گسترش پیدا کرد. ۱۰-۱۵ کارگر تبدیل به ۱۵۰ کارگر شد. در کمتر از دو سال محصول این کارگاه تبدیل به یکی از برندهای معتبر کشور شد. یک خط تولید مبل هم به راه انداختیم.»

وجه متمایز کارخانه محمد و برادرش با سایر کارخانه ها در نوع کارگرهایش است «بیش از ۹۰ درصد کارگران این کارخانه کسانی هستند که پیشنیه ای شبیه به من داشتند. کسانی که اعتیاد آنها را به انتهای خط رسانده بود. این کار را کردم چون هم درد من هستند. اما این همه ماجرا نیست. حقیقت آن است که نگاه من به این افراد کاملا با نگاه عمومی جامعه متفاوت است. چون تمام معتادها، آدم های سینه سوخته و کار درست هستند. غیرتی که آنها دارند خیلی های دیگر ندارند. نمی خواهم مُهر تایید به آنها بزنم. اما اعتیاد راه بی بازگشت نیست. من به این آدم ها اعتماد کردم آنها هم وقتی دیدند مورد توجه هستند ترک کردند. یعنی هر کس پایش به این کارخانه باز شده برای همیشه با اعتیاد خداحافظی کرده است.»

محمد ثقفی در حال حاضر ۶ سال می شود موادمخدر را به طور کامل ترک کرده است و با پشتکار هر چه تمام تر دارد چرخ دو کارخانه را به کمک برادرش می چرخاند و زندگی آرام و خوبی با همسرش زهرا و سه دخترش دارد. این روزها حال او خوب است، خیلی خوب!

منبع: اخباربانک

فراخوان دریافت نظرات پیرامون مدل ارزشیابی واحد منابع انسانی


خبره محترم علم مدیریت
با عرض سلام و خسته نباشید
 
پرسشنامه ی زیر گوشه ای از پژوهش مقطع دکتری حرفه ای آقای محسن خیرآبادی رشته مدیریت تصمیم گیری و سیاست گذاری می باشد. به منظور پیشبرد هدف این پژوهش، لازم است تا در اولین قدم نظر خبرگان علم مدیریت پیرامون مدل، سنجیده شود. همراهی شما در برداشتن این قدم و تکمیل پرسشنامه با نظر خبرگی شما، لطفی است بزرگ که شامل حال ما می شود. پیشاپیش از صرف وقت و اهتمام شما کمال تشکر را دارد.
 
پرسشنامه شامل تنها 34 سوال می باشد که به صورت اینترنتی قابلیت تکمیل و ارسال را دارد.

لینک پرسشنامه:
https://docs.google.com/forms/d/1QooYvlMBF1szuGAACnfQmgoArUTQZuE3Ad5OuZusKvQ/viewform?c=0&w=1

کاریکاتور/ روزگار تلخ کفش ملی!

شرکت کفش ملی زمانی بیش از ۵۲ کارخانه و بیش از ۴۰۰ فروشگاه زنجیره‌ای با ۱۱هزار کارگر داشت اما اکنون فقط نان 700نفر را می‌دهد!


منیع: خبرآنلاین

گزارشی کوتاه از رقابت دیجی کالا و بامیلو


گزارشی کوتاه از رقابت دیجی کالا و بامیلو

DIGI-BAMIL

 

بخش اول ) دیجی کالا

فروشگاه اینترنتی دیجی کالا برای اکثر کاربران اینترنت ایران شناخته شده است.دیجی کالا که استارت اولیه خود را از سال 85 و با فعالیت محدود در زمینه فروش اینترنتی آغاز کرده توانسته با فعالیت مداوم و تحسین برانگیز در طی مدت 8 سال خود را به عنوان بزرگترین،معتبرترین و پردرآمدترین فروشگاه اینترنتی ایران تبدیل کند؛ به گونه ای که نشریه اکومونیست در گزارشی از کسب و کارهای اینترنتی ایران،ارزش دیجی کالا را بیش از 29 میلیون دلار برآورده کرده و جایگاه نخست کسب و کارهای اینترنتی در ایران را با اقتدار به این مجموعه عظیم واگذار کرده است ( پس از دیجی کالا کافه بازار با ارزش 8 میلیون دلار و سایت شبکه تبلیغات با ارزش 3 میلیون دلار در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. )

عملکرد بی نقص دیجی کالا در این چند سال اخیر به گونه ای بوده که توانسته اعتماد و اعتبار زیادی در میان کاربران اینترنت ایران کسب کند و در میان کسانی که تاکنون از این سایت خریدی نداشته اند حس مثبتی ایجاد نماید.چرا که سایتی با فروش روزانه بیش از 1 میلیارد تومان در ماه گویای حضور یک برند معتبر اینترنتی در ایران می باشد.

بخش دوم ) بامیلو

فروشگاه اینترنتی بامیلو که در تیرماه سال جاری فعالیت خود را آغاز کرد نخستین پروژه کمپانی جهانی راکت اینترنت در ایران می باشد.راکت اینترنت که توسط برادران ساویر در اروپا اداره می شود با هدف پیاده سازی کسب و کارهای اینترنتی موفق دنیا در سایر کشورها توانسته تا کنون درآمد قابل توجهی کسب کند.این کمپانی در ایران با سه سایت بامیلو،موزاندو و بدو فود کار خود را آغاز کرده است.آنچه که تاکنون توانسته سبب برتری بامیلو نسبت به بسیاری از فروشگاه اینترنتی باسابقه در کشور باشد به چهار عامل زیر ارتباط دارد:

 

1- پشتوانه مالی عظیم راکت اینترنت

2-تجربه بسیار زیاد تیم مدیریت

3-محصولات متنوع و باکیفیت

4-طرحهای خلاقانه تشویقی و تخفیفی خرید

 

بخش سوم ) آغاز رقابت میان دیجی کالا و بامیلو

از آغاز فعالیت بامیلو تا کنون به طور شگفت آوری شاهد تبلیغات انبوه این سایت در میان اکثر سایتهای پربازدید و معتبر ایرانی بوده و هستیم.با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که بامیلو در هر ماه بیش 50 میلیون به طور حداقل برای تبلیغات خود هزینه می کند.دو تبلیغ بنری در ورزش 3، خبرگزاری های مطرح کشور همچون خبرآنلاین، فیس نما،یوتیوب و بسیاری سایتهای دیگر شاهد بنرهای مختلف و موضوعی بامیلو هستیم.البته بامیلو در کنار این تبلیغات انبوه و پرهزینه که توانسته سایت خود را در کمتر از 1 سال به رتبه 48 سایتهای پربازدید ایرانی برساند از تیم مدیریتی قوی و باتجربه برخوردار است.طرح های تشویقی خرید و تخفیف ها،طراحی بنرهای تبلیغاتی حرفه ای،فعالیت حرفه ای در شبکه های اجتماعی بخشی از عوامل موفقیت این سایت می باشد.

اما با مرور فعالیت چند ماهه این سایت و تغییراتی که در دیجی کالا مشاهده کردیم می توان بیان کرد که دیجی کالا تا مدتها خطری از سوی هیچ سایت مشابه ایرانی حس نمی کرد.یکه تازی غیر قابل انکار دیجی کالا سبب شده بود که تا مدتها شاید عملکرد یکنواختی از این مجموعه باشیم.گرچه همین عملکرد یکنواخت با کیفیت و اثربخشی بالا انجام می شد اما با تولد بامیلو،دیجی کالا خطر کاهش جایگاه خود را طبق آمار حس کرده و یا با درایت توانسته با پیش بینی آینده،برنامه های پیشگیری از کاهش جایگاه خود را آغاز کند.

در چند ماه اخیر دو تغییر عمده در برنامه های مارکتینگ دیجی کالا مشاهده کردیم:

 

1-افزایش تبلیغات دیجی کالا در سایتهای معتبر ایرانی و آغاز تبلیغات محیطی ( در ایستگاه های مترو )

2-افزایش تنوع محصولات خود

 

اکنون دیجی کالایی که زمانی فقط کالاهای دیجیتال را عرضه می کرد به فروش محصولات آرایشی-بهداشتی،محصولات فرهنگی و ... نیز روی آورده است.رقابت این دو مجموعه برای تبدیل شده به یک ebay در ایران سبب افزایش کیفیت خدمات رسانی آنها و افزایش وسعت فعالیت های آنها شده است.

البته در ظاهر بامیلو در ارائه برنامه های خلاقانه تشویقی خرید نظیر " طرح هفته طلایی " از دیجی کالا پیش افتاده است اما دیجی کالا نیز با طرح هایی همچون " ارسال رایگان در روز آسمان پاک " سعی می کند از رقیب جدید خود عقب نماند.

گرچه از آمارهای فروش این دو مجموعه اطلاع دقیقی نداریم اما بدون شک بامیلو نیز به یکی از سایتهای پردرآمد ایرانی تبدیل شده که با توجه به مالکیت غیر ایرانی آن امید داریم سایر کسب و کارهای اینترنتی کشورمان با الگوبرداری از مجموعه های موفقی چون دیجی کالا و بامیلو بتوانند رونق بیشتری به فضای کسب و کار خود بدهند



منبع: وبلاگ گروه تجارت الکترونیک پیشتاز

چالش سود بانکی!


قضیه سود بانکی چندسالی است که به چالشی در داخل کشور و 

بویژه در صنعت بانکداری کشور تبدیل شده است. من واقعا نمی دانم 

که چرا قضیه ای که به راحتی می توان آنرا حل نمود اینقدر پیچیده

 شده است. به نظرم سود بانکی باید در یک فضای کاملا رقابتی شکل

 بگیرد و از تعیین نرخ های دستوری جدا باید خودداری کرد. همانظور

 که مستحضرید نرخ سود سپرده یکساله امسال 20 درصد تعیین گردیده

 است. وقتی نرخ سود بانکی بصورت دستوری تعیین می گردد رقابت 

در فضای بانکی کاملا از بین می رود و سرمایه های عموم مردم بجای

 اینکه در بانک سپرده گذاری شود به مسیرهای دیگری سوق پیدا میکند.

 ولی در صورتیکه نرخ سود بانکی از طریق رقابت بین بانک ها و موسسات

 مالی حاصل شود باعث بوجود امدن رقابت بین بانک ها و موسسات شده

 و قدرت حلاقیت و نوآوری را در بانک ها و موسسات مالی افزایش خواهد 

یافت. بانک ها با احداث واحدهای تولیدی، صنعتی، خدماتی و حتی 

ساخت مسکن می توانند نقش بسیار موثری در اقتصاد کشور داشته 

باشند. این قضیه مشروط بر این است که بانک ها و موسسات مالی از 

بودجه خوبی برخوردار باشند. ولی متاسفانه اکنون بدلیل اینکه نرخ سود 

بانکی دستوری تعیین می گردد کاملا شاهدیم که بانک ها نقش بسیار 

منفعلی در اقتصاد کنونی کشور دارند.