تصمیم سخت

بعضی از اوقات آدم باید تصمیم خیلی سختی بگیره. مدتی بود که در 

دفترم یکی از کارکنان که واقعا از نظر رفتاری و اخلاقی الگو بود را مجبور 

شدم بهش بگم دیگه سرکار نیاد. چون عملکردش آنطور که باید باشد 

نبود. واقعا تصمیم خیلی سختی بود چون از یک طرف از نظر رفتاری واقعا

 عالی بود و من با خیال راحت امور دفتری را بهش واگذار می کردم و 

خودم از دفتر بیرون می رفتم ولی در قسمتی از کارش که مربوط به 

امور بازاریابی می شد عملکرد مطلوبی نداشت ...

یه جورایی می شد گفت تصمیم بین عقل و احساس بود که من در اینجا

 بر مینای عقلانیت یک تصمیم کاملا صحیح گرفتم اگر می خواستم بر 

اساس احساساتم تصمیم بگیرم مطئنما قضیه متفاوت می بود...