تفاخر به روزه خواری و تظاهر به روزه داری

همیشه، رمضان كه می شد، عدّه ای نگران یك چیز بودند: تظاهر به روزه خواری. چیزی كه زیاد دیده نمی شد، و بزرگ جلوه دادنش فقط برای نمایش متواضعانه ی(!) تفاخر به روزه داری بود. این روزها دیگر مشكل تظاهر به روزه خواری حل شده است، برای اینكه تفاخُر به روزه خواری جایش را گرفته است؛ در شرایطی كه حالا تظاهر به روزه داری بیش تر مُد شده است برای این كه آنهایی هم كه در گذشته هر بهانه ای را كنار می زدند تا به هر صورتی كه شده روزه هایشان را نخورند و نگه دارند، با گذشت زمان كلاههای شرعی متفاوتی خریده اند و یا بافته اند و حالا با كوچك ترین بهانه روزه می خورند. ولی بهانه ها و فتاوی جوانها زیاد هم كوچك نیست. بعضی از آنها می گویند: وقتی كه در همین ماه رمضان بعضی از مسلمانان عالی جاه در روز روشن و پیش از غروب آفتاب، و در برابر چشم همه،  میلیون میلیون پول مردم را می خورند و روزه شان باطل نمی شود، چطور یك جرعه آب روزه ی كارگری را كه زیر آفتاب زحمت می كشد باطل می كند؟ انگار روزه خواری نوعی نافرمانی مدنی و پسندیده شده است و روزه داری جزء حركت های ضد مردمی. شاید من اشتباه می كنم، و پیازداغش را زیاد كرده ام، امّا حتی با همان پیازداغ به اندازه، بوی چنین برخوردی را از جوانان می توان حس كرد. این روزها، بعضی از جوانها یك چیزهایی به خودشان آویزان می كنند تا نشان بدهند كه خدا عوض كرده اند،؛ در عوض، پیرهایی هم هستند كه  به یك چیزهایی آویزان می شوند تا نشان بدهند كه خدایشان عوض شده است! اگرهمین طور پیش برویم یك زمانی می رسد كه هر كه روزه می گیرد باید تقیّه كند و برای اینكه دیگران نفهمند كه روزه گرفته است، تظاهر به روزه خواری كند! این جوری اش هم بد نیست. شاید اگر اوضاع این طور سر و ته پیش برود، مسلمانی دوباره پشت و رو شود، و با برگشت به عالم شرك و كفر، مسلمانان به خود بیایند و به نصیحت مولوی گوش كنند و مسلمانی ز سر گیرند. یك زمانی بدون گذراندن دروس معارف اسلامی، اخلاق اسلامی و تاریخ اسلام، جوانان در دانشگاه و بیرون دانشگاه حتی با دیدن یك نفر كه به قول سهراب سپهری دیدارش«روزنی بود به اقرار بهشت،» بهشت را باور می كردند. حالا با وجود همه ی این دروس و حتی تغییر نام آنها، حتی با دیدن یك نفر كه برخلاف ظاهرش نه معرفت اسلامی دارد و نه اخلاق اسلامی را رعایت می كند و نه بویی از تاریخ اسلام از جامه و خانه اش بلند می شود، به این نتیجه می رسند كه نه بهشتی وجود دارد و نه جهنمی.

منبع: http://rezanooshmand.blogfa.com