آسیب شناسی همایش ها

این روزها همایش های متعددی در زمینه های مختلف رشته های

 مدیریتی برگزار می شود. قبلا به این صورت نبود ولی جدیدا حجم 

این همایش ها خیلی زیاد شده است. با توجه به تجربیاتی که 

کسب کرده ام متاسفانه اکثرشان کیفیت مطلوبی ندارند و صرفا 

به دنبال درآمدزایی از همایش هستند. طوری شده است که 

بعضی ها یک شرکت تاسیس می کنند که کار ان شرکت فقط 

برگزاری همایش است.وقتی نگاه می کنیم می بینیم

 همه شان از 100 هزارتومان شروع می شود و بالا می رود و 

نویسندگان باید هزینه اکسپت مقالات خود را بدهند. این در حالی است 

که در همایش های معتبر عموما نویسندگان مقالاتی که پذیرفته شده اند

 می توانند رایگان در آن شرکت کنند. ای کاش نهادی وجود داشت که بر کیفیت 

این همایش ها نظارتی می کرد تا جوانان ما این چنین پول های خود را 

هدر ندهند. البته شابد بگویید وزارت علوم در این زمینه وظفه دارد ولی

 بدیهی است که وزارت علوم با آن حجم فعالیت های خود دیگر نمی تواند

 نقش چندانی در این زمینه داشته باشد بویژه اینکه بعضی از همایش ها

 توسط سازمان های مختلف دولتی برگزار می شود.

معایب دکتر شدن


چند ماه پیش جهت انجام کاری به جزیره قشم رفته بودم. در بعضی 

از خانه های بافت قدیمی قشم غذا درست می کنند و در داخل 

خانه ها از مهمانان پذیرایی می کنند. در انجا به پیشنهاد یکی از 

دوستان تصمیم گرفتیم ناهار را در یکی از این خانه های بافت بومی

 قشم میل کنیم. به هر خال تجربه جالبی بود. در انجا وقتی متوجه 

شدند که من دکتر هستم میزبانان یکی یکی می آمدند و از 

مریضی هایشان می گفتند یکی از کمردرد خود می گفت و دیگری از 

پادرد خود!!! ما هم هر چه بهشان می گفتیم که دکتر هستیم ولی 

پزشک نیستیم متوجه نمی شدند و باز حرف خود را می زدند!!! اخرش 

هم مجبور شدم که کوتاه بیایم و با استفاده از معلومات عمومی پزشکی ام 

نکاتی را به انها اعلام کنم!!! به هر حال این هم از معایب جالب دکتر شدن

 است!!!

پیشنهاد یک کتاب

در چند روز گذشته در وقت آزاد مشغول مطالعه رمان پاورقی زندگی 

بودم. 

این رمان بسیار بسیار آموزنده و تلخ می باشد. در این رمان بیان می گردد 

که خودخواهی آدم ها چقدر می تواند باعث ایجاد مشکلات و چالش ها 

برای افراد بشود. 

اگر شما هم وقت آزاد دارید مطالعه این رمان را عمیقا توصیه می کنم. 

برای دریافت این رمان می توانید به سایت کتابخانه مجازی تک سایت 

مراجعه نمایید.

تغییر واحد پولی کشور


روز گذشته خبردار شدیم که دولت مصوب کرده که واحد پولی کشور از 

ریال به تومان تغییر پیدا کند. البته این کار نهایی نیست و باید به تصویب

 مجلس برسد این کار بصورت کلی یک اقدام بسیار با ارزش از سوی 

دولت هست. 

فقط یک موضوع به نظرم مطرح می شود و آن این است که با توجه به اینکه

 بعد از تغییر واحد پولی کلیه اسکناس های کشور می بایست تغییر پیدا 

کند آیا بهتر نبود به یکباره تعداد صفرهای بیشتری حذف شود؟ البته خوبی

 حذف یک صفر این است که مردم به خوبی با واحد پولی تومان آشنا 

هستند چون همین الآن هم همه با واحد تومان حساب و کتاب می کنند

ولی در صورت حذف صفرهای بیشتر فرایند آشنایی مردم بیشتر زمان 

خواهد برد.

دقت در صحبت کردن

  خیلی از مواقع پیش می آید که افراد صحبت هایی که می کنند 

که بعدا تبعاتی دربر خواهد داشت. این مورد اگر برای افراد عادی 

جامعه باشد مشکل چندانی بوجود نمی آید ولی وقتی یه مقام 

مسئول ارشد کشوری صحبت نسجنیده ای را بیان کند می تواند 

تبعات بدی برای جامعه داشته باشد. نمونه اخیرش صحبت های 

دادستان تهران درباره موسسه اعتباری فرشتگان بود که وی با 

بیان یک صحبت نسنجیده و خیلی کلی و نامفهوم باعث هجوم 

سپرده گذاران موسسه کاسپین شد که مشکلات زیادی را ایجاد 

کرد. وی بیان کرده بود که دو نفر از مدیران موسسه فرشتگان 

بازداشت شده اند. این در حالی است که ماهها است که موسسه 

فرشتگان منحل شده است و زیرمجموعه موسسه اعتباری کاسپین

شده است و مجوز بانک مرکزی را هم گرفته است. در این جور مواقع

 لازم است که فردی که اشتباه کرده است( دادستان) بیاید در 

رسانه های رسمی ضمن عذرخواهی از مردم بصورت دقیق تر و 

شفاف تر صحبت کند. همچنین در این مواقع لازم است که 

سپرده گذاران نیز خونسردی و آرامش خود را حفظ نمایند.

وقتی یک موسسه ای مجوز بانک مرکزی را دارد و همچنین با توجه 

به عضویت موسسه اعتباری کاپسن در صندوق ضمانت سپرده ها 

بدیهی است که هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. لازم است 

که از بانک مرکزی با توجه به اطلاعیه ای که صادر نمود و از این 

موسسه حمایت کرد و باعث آرام شدن فضا شد نیز تشکر کرد.

گذر زمان

زمان ها به سرعت در حال گذر هستند. آدم اصلا باورش نمیشه که

 اینقدر زود همه چیز می گذرد و وقتی به قدیم ها نگاه می کنی انگاری 

همین دیروز بود...

شعر زیبایی از سهراب سپهری درباره گذر زمان:

دنگ…، دنگ ….
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فكر كه این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.
لیک چون باید این دم گذرد،
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.

دنگ…، دنگ ….
لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست كه هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است كه یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر زمان ماسیده است.
تند برمی خیزم
تا به دیوار همین لحظه كه در آن همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم،
آنچه می ماند از این جهد به جای :
خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
و آنچه بر پیكر او می ماند:
نقش انگشتانم.

دنگ…
فرصتی از كف رفت.
قصه ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا كه جان گیرد در فكر دوام،
این دوامی كه درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه من رشته حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فكر زوال.

پرده ای می گذرد،
پرده ای می آید:
می رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می لغزد بر رنگ.
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ :
دنگ…، دنگ ….
دنگ…

خواندن رمان

من اعتراف می کنم که بعد از این همه سال تاحالا به غیر از 

کتابهای درسی و دانشگاهی و همچنین مطالعات آزاد در 

زمینه های مرتبط با تحصیلاتم و همچنین کتابهای تاریخی و 

سیاسی و دینی تاکنون یک رمان هم نخوانده بودم!!! در یکی 

دو ماه گذشته اتفاقاتی افتاد که باعث شد من به خواندن رمان

 روی بیاورم و تازه متوجه بشم که از چه چیز گرانبهایی در عمرم

 غفلت کرده بودم. خواندن رمان واقعا به آدم احساس آرامش 

خاصی می دهد و در تکامل شخصیت فرد می تواند بسیار 

موثر باشد.

توانایی در کار

این یه امر واضخ هستش که هرکسی که کارش رو دوست داشته باشه باید از ته دل برای اون کار وقت بذاره و تلاش بکنه هر رور بهتر از روز قبل کار بکنه. و فرد باید توانمندی های خودش را برای مدیریت شرکت به اثبات برساند... این یه امر واضح و شفاف هستش ...

رزومه جدید

با توجه به اتمام مقطع دکتری، رزومه جدید اینجانب را می توانید از طریق منوی سمت چپ، قسمت درباره من دریافت نمایید.

دفاع دکتری


بالاخره جلسه دفاع دکتری بنده در روز دوشنبه 19 مهرماه 1395 انجام شد 

و اینجانب با نمره 18.5 رسما اولین فارغ التحصیل دکترای مدیریت تکنولوژی

 (مدیریت نوآوری) از دانشگاه تهران شدم.

تشکر ویژه می کنم از استاد ارجمندم جناب آقای دکترجعفرنژاد که بدون 

شک حمایت ها و پشتیبانی های ایشان در پیشبرد کار بسیار موثر بود.

همچنین از استاد مشاورم جناب آقای دکترمختارزاده و اساتید محترم داور

 جناب آقایان دکتر الیاسی، دکترمحمدی و دکتر عموزاد.

از دکتر عموزاد هم باتوجه به اینکه در روزهای پایانی اضافه شدند از 

همراهی و مساعدت ایشان بسیار سپاسگزارم.

دیروز وقتی نمره را اعلام کردند تمام یازده سال تحصیلات دانشگاهی 

مداومم مثل یک فیلم از جلوی چشمم عبور کرد. انگار همه اش مثل 

یک خواب بود. اصلا باورم نمیشه که اینقدر زود گذشته باشه. 

سال 84 که کارشناسی ام را در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد

 تهران جنوب شروع کردم و دوره ارشد را در رشته مدیریت کارآفرینی 

در دانشگاه تهران گذراندم و دوره دکتری ...

خدایا شکرت...


محرم

این روزها که به محرم نزدیک میشیم لازم دیدم مواردی را بیان کنم.

یه هیات عزاداری نزدیک دفتر من درست کرده اند با نام نوکران حسین(ع) من دارم به این فکر 

می کنم که موسسان و اداره کنندگان این هیات چجوری فکر می کنند؟!!! آیا نمی دانند 

حسین(ع) نوکر نمی خواهد حسین(ع) ادامه دهنده راه می خواهد حسین(ع) متفکر می خواهد.

 اصلا حسین(ع) قبام کرد تا پیامش را به نسل های آینده منتقل کند نه اینکه نوکر بدون محتوا 

تربیت شوند...

توی محرم خیلی جالبه هر ساله تو ظهر عاشورا می بینم که این هیات ها بجای آنکه سر وقت 

نمازشان را بخوانند حسین(ع)حسین(ع) می کنند ولی نمازشان قضا می شود!!!

ای کاش کمی، فقط کمی هم تفکر می کردند...

روزهای پایانی دانشگاه


دیگه کم کم دارم به روزهای پایانی 11 سال تحصیلات دانشگاهی مداوم نزدیک میشم و به امید خدا در همین مهرماه 95 رسما تحصیلاتم در مقطع دکتری رشته مدیریت تکنولوژی به عنوان اولین فارغ التحصیل مقطع دکترای این رشته از دانشگاه تهران فارغ التحصیل خواهم شد.

چقدر زود گذشت ... من مهرماه 1384 مقطع کارشناسی ام رو شروع کردم و اینک بعد از 11 سال تحصیل بطور مداوم اینک به خط پایان نزدیک می شوم...
توکل بر خدا ...

تصمیم سخت

بعضی از اوقات آدم باید تصمیم خیلی سختی بگیره. مدتی بود که در 

دفترم یکی از کارکنان که واقعا از نظر رفتاری و اخلاقی الگو بود را مجبور 

شدم بهش بگم دیگه سرکار نیاد. چون عملکردش آنطور که باید باشد 

نبود. واقعا تصمیم خیلی سختی بود چون از یک طرف از نظر رفتاری واقعا

 عالی بود و من با خیال راحت امور دفتری را بهش واگذار می کردم و 

خودم از دفتر بیرون می رفتم ولی در قسمتی از کارش که مربوط به 

امور بازاریابی می شد عملکرد مطلوبی نداشت ...

یه جورایی می شد گفت تصمیم بین عقل و احساس بود که من در اینجا

 بر مینای عقلانیت یک تصمیم کاملا صحیح گرفتم اگر می خواستم بر 

اساس احساساتم تصمیم بگیرم مطئنما قضیه متفاوت می بود...

راه اندازی قالب جدید سایت دفتر نمایندگی شرکت EQS انگلستان در ایران


قالب جدید سایت دفتر نمایندگی شرکت EQS انگلستان در ایران راه اندازی شد. 

جهت مشاهده این سایت اینجا را کلیک نمایید.
1 2 3 4 5 6 7 ...
تعداد کل صفحات: 18