تبلیغات
روزنوشته های دکتر هادی زارعی

اولین فارغ التحصیل دکترای مدیریت تکنولوژی از دانشگاه تهران - مدیر عامل شرکت مشاوران کاوش
 

پنجشنبه 18 آذر 1395
ن : هادی زارعی

تغییر واحد پولی کشور




روز گذشته خبردار شدیم که دولت مصوب کرده که واحد پولی کشور از 

ریال به تومان تغییر پیدا کند. البته این کار نهایی نیست و باید به تصویب

 مجلس برسد این کار بصورت کلی یک اقدام بسیار با ارزش از سوی 

دولت هست. 

فقط یک موضوع به نظرم مطرح می شود و آن این است که با توجه به اینکه

 بعد از تغییر واحد پولی کلیه اسکناس های کشور می بایست تغییر پیدا 

کند آیا بهتر نبود به یکباره تعداد صفرهای بیشتری حذف شود؟ البته خوبی

 حذف یک صفر این است که مردم به خوبی با واحد پولی تومان آشنا 

هستند چون همین الآن هم همه با واحد تومان حساب و کتاب می کنند

ولی در صورت حذف صفرهای بیشتر فرایند آشنایی مردم بیشتر زمان 

خواهد برد.



چهارشنبه 10 آذر 1395
ن : هادی زارعی

دقت در صحبت کردن



  خیلی از مواقع پیش می آید که افراد صحبت هایی که می کنند 

که بعدا تبعاتی دربر خواهد داشت. این مورد اگر برای افراد عادی 

جامعه باشد مشکل چندانی بوجود نمی آید ولی وقتی یه مقام 

مسئول ارشد کشوری صحبت نسجنیده ای را بیان کند می تواند 

تبعات بدی برای جامعه داشته باشد. نمونه اخیرش صحبت های 

دادستان تهران درباره موسسه اعتباری فرشتگان بود که وی با 

بیان یک صحبت نسنجیده و خیلی کلی و نامفهوم باعث هجوم 

سپرده گذاران موسسه کاسپین شد که مشکلات زیادی را ایجاد 

کرد. وی بیان کرده بود که دو نفر از مدیران موسسه فرشتگان 

بازداشت شده اند. این در حالی است که ماهها است که موسسه 

فرشتگان منحل شده است و زیرمجموعه موسسه اعتباری کاسپین

شده است و مجوز بانک مرکزی را هم گرفته است. در این جور مواقع

 لازم است که فردی که اشتباه کرده است( دادستان) بیاید در 

رسانه های رسمی ضمن عذرخواهی از مردم بصورت دقیق تر و 

شفاف تر صحبت کند. همچنین در این مواقع لازم است که 

سپرده گذاران نیز خونسردی و آرامش خود را حفظ نمایند.

وقتی یک موسسه ای مجوز بانک مرکزی را دارد و همچنین با توجه 

به عضویت موسسه اعتباری کاپسن در صندوق ضمانت سپرده ها 

بدیهی است که هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. لازم است 

که از بانک مرکزی با توجه به اطلاعیه ای که صادر نمود و از این 

موسسه حمایت کرد و باعث آرام شدن فضا شد نیز تشکر کرد.



پنجشنبه 4 آذر 1395
ن : هادی زارعی

گذر زمان



زمان ها به سرعت در حال گذر هستند. آدم اصلا باورش نمیشه که

 اینقدر زود همه چیز می گذرد و وقتی به قدیم ها نگاه می کنی انگاری 

همین دیروز بود...

شعر زیبایی از سهراب سپهری درباره گذر زمان:

دنگ…، دنگ ….
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فكر كه این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.
لیک چون باید این دم گذرد،
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.

دنگ…، دنگ ….
لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست كه هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است كه یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر زمان ماسیده است.
تند برمی خیزم
تا به دیوار همین لحظه كه در آن همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم،
آنچه می ماند از این جهد به جای :
خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
و آنچه بر پیكر او می ماند:
نقش انگشتانم.

دنگ…
فرصتی از كف رفت.
قصه ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا كه جان گیرد در فكر دوام،
این دوامی كه درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه من رشته حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فكر زوال.

پرده ای می گذرد،
پرده ای می آید:
می رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می لغزد بر رنگ.
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ :
دنگ…، دنگ ….
دنگ…



سه شنبه 2 آذر 1395
ن : هادی زارعی

خواندن رمان



من اعتراف می کنم که بعد از این همه سال تاحالا به غیر از 

کتابهای درسی و دانشگاهی و همچنین مطالعات آزاد در 

زمینه های مرتبط با تحصیلاتم و همچنین کتابهای تاریخی و 

سیاسی و دینی تاکنون یک رمان هم نخوانده بودم!!! در یکی 

دو ماه گذشته اتفاقاتی افتاد که باعث شد من به خواندن رمان

 روی بیاورم و تازه متوجه بشم که از چه چیز گرانبهایی در عمرم

 غفلت کرده بودم. خواندن رمان واقعا به آدم احساس آرامش 

خاصی می دهد و در تکامل شخصیت فرد می تواند بسیار 

موثر باشد.


دوشنبه 1 آذر 1395
ن : هادی زارعی

توانایی در کار



این یه امر واضخ هستش که هرکسی که کارش رو دوست داشته باشه باید از ته دل برای اون کار وقت بذاره و تلاش بکنه هر رور بهتر از روز قبل کار بکنه. و فرد باید توانمندی های خودش را برای مدیریت شرکت به اثبات برساند... این یه امر واضح و شفاف هستش ...


چهارشنبه 26 آبان 1395
ن : هادی زارعی

رزومه جدید



با توجه به اتمام مقطع دکتری، رزومه جدید اینجانب را می توانید از طریق منوی سمت چپ، قسمت درباره من دریافت نمایید.


پنجشنبه 22 مهر 1395
ن : هادی زارعی

تصاویر جلسه دفاع دکتری بنده



تصاویر جلسه دفاع دکتری بنده (به عنوان اولین فارغ التحصیل دکترای مدیریت تکنولوژی از دانشگاه تهران)















سه شنبه 20 مهر 1395
ن : هادی زارعی

دفاع دکتری




بالاخره جلسه دفاع دکتری بنده در روز دوشنبه 19 مهرماه 1395 انجام شد 

و اینجانب با نمره 18.5 رسما اولین فارغ التحصیل دکترای مدیریت تکنولوژی

 (مدیریت نوآوری) از دانشگاه تهران شدم.

تشکر ویژه می کنم از استاد ارجمندم جناب آقای دکترجعفرنژاد که بدون 

شک حمایت ها و پشتیبانی های ایشان در پیشبرد کار بسیار موثر بود.

همچنین از استاد مشاورم جناب آقای دکترمختارزاده و اساتید محترم داور

 جناب آقایان دکتر الیاسی، دکترمحمدی و دکتر عموزاد.

از دکتر عموزاد هم باتوجه به اینکه در روزهای پایانی اضافه شدند از 

همراهی و مساعدت ایشان بسیار سپاسگزارم.

دیروز وقتی نمره را اعلام کردند تمام یازده سال تحصیلات دانشگاهی 

مداومم مثل یک فیلم از جلوی چشمم عبور کرد. انگار همه اش مثل 

یک خواب بود. اصلا باورم نمیشه که اینقدر زود گذشته باشه. 

سال 84 که کارشناسی ام را در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد

 تهران جنوب شروع کردم و دوره ارشد را در رشته مدیریت کارآفرینی 

در دانشگاه تهران گذراندم و دوره دکتری ...

خدایا شکرت...




دوشنبه 12 مهر 1395
ن : هادی زارعی

محرم



این روزها که به محرم نزدیک میشیم لازم دیدم مواردی را بیان کنم.

یه هیات عزاداری نزدیک دفتر من درست کرده اند با نام نوکران حسین(ع) من دارم به این فکر 

می کنم که موسسان و اداره کنندگان این هیات چجوری فکر می کنند؟!!! آیا نمی دانند 

حسین(ع) نوکر نمی خواهد حسین(ع) ادامه دهنده راه می خواهد حسین(ع) متفکر می خواهد.

 اصلا حسین(ع) قبام کرد تا پیامش را به نسل های آینده منتقل کند نه اینکه نوکر بدون محتوا 

تربیت شوند...

توی محرم خیلی جالبه هر ساله تو ظهر عاشورا می بینم که این هیات ها بجای آنکه سر وقت 

نمازشان را بخوانند حسین(ع)حسین(ع) می کنند ولی نمازشان قضا می شود!!!

ای کاش کمی، فقط کمی هم تفکر می کردند...


شنبه 3 مهر 1395
ن : هادی زارعی

روزهای پایانی دانشگاه




دیگه کم کم دارم به روزهای پایانی 11 سال تحصیلات دانشگاهی مداوم نزدیک میشم و به امید خدا در همین مهرماه 95 رسما تحصیلاتم در مقطع دکتری رشته مدیریت تکنولوژی به عنوان اولین فارغ التحصیل مقطع دکترای این رشته از دانشگاه تهران فارغ التحصیل خواهم شد.

چقدر زود گذشت ... من مهرماه 1384 مقطع کارشناسی ام رو شروع کردم و اینک بعد از 11 سال تحصیل بطور مداوم اینک به خط پایان نزدیک می شوم...
توکل بر خدا ...


جمعه 2 مهر 1395
ن : هادی زارعی

تصمیم سخت



بعضی از اوقات آدم باید تصمیم خیلی سختی بگیره. مدتی بود که در 

دفترم یکی از کارکنان که واقعا از نظر رفتاری و اخلاقی الگو بود را مجبور 

شدم بهش بگم دیگه سرکار نیاد. چون عملکردش آنطور که باید باشد 

نبود. واقعا تصمیم خیلی سختی بود چون از یک طرف از نظر رفتاری واقعا

 عالی بود و من با خیال راحت امور دفتری را بهش واگذار می کردم و 

خودم از دفتر بیرون می رفتم ولی در قسمتی از کارش که مربوط به 

امور بازاریابی می شد عملکرد مطلوبی نداشت ...

یه جورایی می شد گفت تصمیم بین عقل و احساس بود که من در اینجا

 بر مینای عقلانیت یک تصمیم کاملا صحیح گرفتم اگر می خواستم بر 

اساس احساساتم تصمیم بگیرم مطئنما قضیه متفاوت می بود...


چهارشنبه 17 شهریور 1395
ن : هادی زارعی

راه اندازی قالب جدید سایت دفتر نمایندگی شرکت EQS انگلستان در ایران




قالب جدید سایت دفتر نمایندگی شرکت EQS انگلستان در ایران راه اندازی شد. 

جهت مشاهده این سایت اینجا را کلیک نمایید.


چهارشنبه 17 شهریور 1395
ن : هادی زارعی

گفت وگو با خانمی که در18سالگی به کلاس نهضت سوادآموزی رفت و الان عضوهیات علمی دانشگاه است



گفت وگو با خانمی که در18سالگی به کلاس نهضت سوادآموزی رفت و الان عضوهیات علمی دانشگاه است

روزنامه جام جم با دکتر فریبا پهلوانی که درسال 1349در روستای کندر کرج متولد شده و در 14سالگی صاحب اولین فرزند خود شده و از 18سالگی تحصیل در نهضت سوادآموزی را شروع کرده،مصاحبه ای انجام داده است.

این مصاحبه را می خوانید:

چرا در سن تحصیل به مدرسه نرفتید؟

وقتی به سن مدرسه رفتن رسیدم، قبل از انقلاب بود و در مدرسه روستای ما دختر و پسرها با هم درس می‌خواندند، پدرم چون مذهبی بود اجازه نداد به مدرسه بروم. بعد از پیروزی انقلاب با داشتن دو بچه در 18 سالگی به نهضت سوادآموزی رفتم و درس خواندن را شروع کردم چون احساس می‌کردم برای بزرگ کردن بچه‌هایم باید سواد داشته باشم. به این باور رسیدم که دوره این که مادر بی‌سواد باشد، تمام شده و با پیشرفت تکنولوژی حتما باید باسواد و مطلع باشم.

ضرب‌المثلی است با این مضمون که می‌گوید آدم بی‌سواد با آدم کور تفاوتی ندارد؛ به این معنا که آدم بی‌سواد دنیای پیرامون خود را نمی‌بیند و احساسی نسبت به آن ندارد، از حس خود بگویید قبل از این که سواد یاد بگیرید و بعد از آن؟

سواد چشم علم است و آدمی را با دنیای فراتر از آنچه با چشم بدن دیده می‌شود، آشنا می‌کند. وقتی بچه‌دار شدم از این که نمی‌توانستم حتی دستور دارویی را که دکتر برای فرزندم تجویز کرده بخوانم خیلی ناراحت بودم، باید از دیگران می‌پرسیدم، حس بی‌سوادی و این‌که نیازمند دیگران هستم، آزارم می‌داد. نمی‌توانستم نامه‌ای را که به دستمان می‌رسید، بخوانم. خانواده‌ تشکیل داده بودم و باید از این جامعه کوچک حمایت و آن را قوی‌ می‌کردم و همه اینها به من انگیزه داد تا در نهضت سوادآموزی ثبت‌نام کنم.

در 18 سالگی و از صفر درس خواندن را شروع کرده و الان دکترا دارید؛ طی این مسیر انگیزه زیادی می‌خواهد، انگیزه‌ای که در نسل جوان امروزی کمتر دیده می‌شود، انگیزه‌ شما برای ادامه تحصیل چگونه تقویت شد؟

از همان ابتدا انگیزه و امیدم برای درس خواندن تا مقاطع بالا خیلی قوی بود، هر چند امکانات کمی داشتیم. جوان‌های امروزی که نمونه‌های آنها را در کلاس‌هایم می‌بینم، امکانات زیادی در زندگی دارند اما انگیزه‌ای برای درس خواندن و ارتقای سطح علمی خود ندارند چون توقع دارند همه امکانات را والدین برای آنها مهیا کنند. از همان زمانی که تصمیم گرفتم درس بخوانم، این حس در من به وجود آمد و روز به روز تقویت شد که باید خودم به همه آرزوهایم برسم. امیدوار بودم روزی به کرسی استادی و حتی بالاتر برسم و همین انگیزه‌ای شد تا تحصیل را ادامه دهم. هدفم مشخص بود و برای همین پله به پله بالا آمدم و هیچ‌گاه فکر نکردم باید توقف کنم. مسئولیت خانه و بچه‌داری مانع نشد تا از تحصیل چشم‌پوشی کنم. به نظرم الان والدین به فرزندان خود مسئولیت نمی‌دهند و به همین دلیل آنها هم انگیزه‌ای برای فعالیت ندارند.

از پدرتان که اجازه نداد در سن مدرسه، درس بخوانید، دلخور و ناراحت نیستید؟

خیر! ما ده خواهر و برادر هستیم و پدرم فقط به من اجازه نداد به مدرسه بروم چون شرایط اجتماعی مهیا نبود. پدرم صلاح مرا در این دید که به مدرسه نروم! وقتی شرایط فراهم شد، خودم تصمیم گرفتم باسواد شوم. یادم هست روزی پدرم به منزل ما آمد، آن زمان کلاس دوم راهنمایی بودم، ظهر بود و من باید به نهضت می‌رفتم، سفره را پهن کردم و خیلی مودب به پدرم گفتم: «شما با بچه‌ها ناهارتان را میل کنید، من می‌روم و همسرم بزودی می‌آید.». پدرم خیلی ناراحت شد و گفت: «نگهداری از بچه‌هایت از درس خواندن مهم‌تر است...». من فقط در جواب گفتم: «الان شرایط به گونه‌ای است که خودم تصمیم گیرنده هستم و دیگران نباید برایم تصمیم بگیرند!»

برای باسواد شدن، همسرتان با شما همکاری می‌کردند؟

صددرصد ! همه موفقیتم را مدیون همسرم هستم. اگر او به من اجازه تحصیل نمی‌داد، نمی‌توانستم باسواد شوم. همسرم خیلی از من حمایت کرد تا توانستم تا مقطع دکترا درس بخوانم.

شرایط کنونی جامعه ما به گونه‌ای است که همه می‌توانند باسواد شوند اما بازهــم در گوشه و کنار کشور پدر و مادرهایی پیدا می‌شوند که به فرزندان خود اجازه تحصیل نمی‌دهند و البته در برخی نقاط کشور ما مدرسه مناسب برای تحصیل وجود ندارد؛ به نظر شما خانواده و دولت چه امکاناتی را باید مهیا کنند تا همه بتوانند باسواد شوند؟

پیامبر (ص) فرموده‌اند: ز گهواره تا گور دانش بجوی!‌ به عنوان یک شهروند از دولت و افراد خیر می‌خواهم به همه جای ایران سر بزنند و شرایط لازم و کافی را برای تحصیل همه مردم فراهم کنند. همه آنهایی که استطاعت دارند، بهتر است در راه سوادآموزی گام بردارند. معتقدم باید فرهنگ‌سازی آنقدر قوی و پردامنه باشد که همه والدین به این نتیجه برسند که دوره بی‌سوادی تمام شده و آنها نباید مانع درس خواندن فرزندان خود شوند. باید شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به گونه‌ای باشد که در کشور ما حتی یک بی‌سواد هم وجود نداشته باشد.

منبع: خبرآنلاین



شنبه 6 شهریور 1395
ن : هادی زارعی

گواهینامه EQS انگلستان



با قرارداد منعقدشده بین دفتر نمایندگی شرکت EQS انگلستان و

 موسسه آموزش مجازی پارس از این به بعد کلیه شرکت کنندگان

 در دوره های این موسسه می توانند گواهینامه معتبر پایان دوره

 EQS انگلستان را دریافت نمایند.


سه شنبه 1 تیر 1395
ن : هادی زارعی

تفاخر به روزه خواری و تظاهر به روزه داری



همیشه، رمضان كه می شد، عدّه ای نگران یك چیز بودند: تظاهر به روزه خواری. چیزی كه زیاد دیده نمی شد، و بزرگ جلوه دادنش فقط برای نمایش متواضعانه ی(!) تفاخر به روزه داری بود. این روزها دیگر مشكل تظاهر به روزه خواری حل شده است، برای اینكه تفاخُر به روزه خواری جایش را گرفته است؛ در شرایطی كه حالا تظاهر به روزه داری بیش تر مُد شده است برای این كه آنهایی هم كه در گذشته هر بهانه ای را كنار می زدند تا به هر صورتی كه شده روزه هایشان را نخورند و نگه دارند، با گذشت زمان كلاههای شرعی متفاوتی خریده اند و یا بافته اند و حالا با كوچك ترین بهانه روزه می خورند. ولی بهانه ها و فتاوی جوانها زیاد هم كوچك نیست. بعضی از آنها می گویند: وقتی كه در همین ماه رمضان بعضی از مسلمانان عالی جاه در روز روشن و پیش از غروب آفتاب، و در برابر چشم همه،  میلیون میلیون پول مردم را می خورند و روزه شان باطل نمی شود، چطور یك جرعه آب روزه ی كارگری را كه زیر آفتاب زحمت می كشد باطل می كند؟ انگار روزه خواری نوعی نافرمانی مدنی و پسندیده شده است و روزه داری جزء حركت های ضد مردمی. شاید من اشتباه می كنم، و پیازداغش را زیاد كرده ام، امّا حتی با همان پیازداغ به اندازه، بوی چنین برخوردی را از جوانان می توان حس كرد. این روزها، بعضی از جوانها یك چیزهایی به خودشان آویزان می كنند تا نشان بدهند كه خدا عوض كرده اند،؛ در عوض، پیرهایی هم هستند كه  به یك چیزهایی آویزان می شوند تا نشان بدهند كه خدایشان عوض شده است! اگرهمین طور پیش برویم یك زمانی می رسد كه هر كه روزه می گیرد باید تقیّه كند و برای اینكه دیگران نفهمند كه روزه گرفته است، تظاهر به روزه خواری كند! این جوری اش هم بد نیست. شاید اگر اوضاع این طور سر و ته پیش برود، مسلمانی دوباره پشت و رو شود، و با برگشت به عالم شرك و كفر، مسلمانان به خود بیایند و به نصیحت مولوی گوش كنند و مسلمانی ز سر گیرند. یك زمانی بدون گذراندن دروس معارف اسلامی، اخلاق اسلامی و تاریخ اسلام، جوانان در دانشگاه و بیرون دانشگاه حتی با دیدن یك نفر كه به قول سهراب سپهری دیدارش«روزنی بود به اقرار بهشت،» بهشت را باور می كردند. حالا با وجود همه ی این دروس و حتی تغییر نام آنها، حتی با دیدن یك نفر كه برخلاف ظاهرش نه معرفت اسلامی دارد و نه اخلاق اسلامی را رعایت می كند و نه بویی از تاریخ اسلام از جامه و خانه اش بلند می شود، به این نتیجه می رسند كه نه بهشتی وجود دارد و نه جهنمی.

منبع: http://rezanooshmand.blogfa.com



( تعداد کل صفحات: 17 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]